تو یه مودی گیر کردم بین غمگین و عصبی بودن. نمیدونم ناراحت

تو یه مودی گیر کردم بین غمگین و عصبی بودن. نمیدونم ناراحت باشم یا عصبی، نمیدونم به‌تخمم بگیرم یا اهمیت بدم، نمیدونم چه ری اکشنی نشون بدم، پر از حرفم ولی نمیدونم بگمشون یا سکوت کنم؛واقعا نمیدونم! فقط میدونم از این وضعیت خوشم نمیاد💔🚶‍♂
🥀
#مخاطب_خاص
دیدگاه ها (۰)

free from the court (p14)

معامله نهاییپارت ۷۰هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجور...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

فیک تهیونگ

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.18کانگ وو:ته مین ن...

کپشن مهم

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط