{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی ک ب من داشتی عادت شد...

عشقی ک ب من داشتی عادت شد...
هاشا نکن من این و فهمیدم
واسه چی دست و پات و گم کردی من یسوال ساده پرسیدم!
اینکه چشات و داری میدزدی ینی خجالت میکشی ازمن...
من بر عکس تووو واسه خوشحالی تو جونمم میدمممم
تو برعکس من واسه رنجوندنم پیش من نمیشینی...!
*من حفظ ظاهر میکنم...*
*سپیده.لبخند مصنوعی*
دیدگاه ها (۱۰)

#پارت_60 آقای مافیا♟🎲صبح با درد شدیدی بیدار شدمچشمام و بخاطر...

𝓤𝓷𝔀𝓪𝓷𝓽𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮

فصل پنجمهمینطور روزهاوهفته هاطی شدند وزمان کنکور کم کم نزیک ...

پارت ۲: نگرانی آلفا🍥هوا تاریک شده بود. ابرهای سنگینی روی دهک...

رمان عشق بی مقدمهسرمو اروم گذاشته بودم روی سینشدیگه ارومه آر...

کاپ؟بیاین اہ انقدر بھم کاپ ندادین خودم دست بکار شدم کاپ بدین...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

nimaolia66

عرفان سیستانی وکوروش ارمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط