از شرم خلاص نمیشی …p8

ات شروع میکنه به شستن دست های فلیکس و بعد از چند دقیقه کارشون تموم میشه و ات حوله رو میده به فلیکس
ات : خب من میرم لباسات رو دربیار و حوله رو استفاده کن و صبر کن تا برات لباس بیارم
فلیکس : باشه
حوله رو میپوشه و منتظر ات میمونه
ات : خب بیا اینم لباس ( ات میره بیرون )
فلیکس : خب من لباسام رو پوشیدم میای
ات : برای چی بیام
فلیکس : من نمیتونم این همه پله رو بیام پایین .
ات : هیی یکم مرد باش
فلیکس : اه لطفا
ات : واییی باشهه
( ات میارتش پایین )
فلیکس : خب میشه زخمام رو پانسمان کنی
ات : خودت بکن
فلیکس : چطوری باید دستمو به کمرم برسونم
ات : خب باشه کجاهات زخمی شده
فلیکس : همه جام ( لباس شلوارشو در میاره)
ات : هوییی
فلیکس : برای پانسمان کردن دراوردم دیگه
ات : اههه داری دیوونم میکنی
فلیکس : ( لبخند )
( ات زخم هاش رو پانسمان میکنه )
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت 4 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ ★بچه ها اسم رمان تغییر کرد...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

پنهان عشق

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط