پنهان عشق
پارت ۱۱
ویو ات
بعد همه مهمون ها رفتم جونگکوک و رفیق هاش هنوز توی تلار بودن
☆: دخترم برو بهشون بگو بیان برن
+: باش بابای
رفتم توی تلار دیدم جونگکوک شیگار میکشه
+: جونگکوک بیا بریم
-: باش خوشگلم اومدم ( جیمین! شوگا؟)
!: اوو چه خوشگله
؟: چه دافی پسرر
-: خفه شو
!: اوو اروم داداش
بعد ات اینا رو نشنید چون دور بود
بعد خانواده ات و کوک رفتن
فقط لونا و کوک مونده
-: سوارشو بریم (سرد)
=: اوکی
ویو رسیدن به عمارتت
-: برو توی اتاقت
=: اتاقم مگه مشترک نیست
-: نه کی گفته باید مشترک باشه
=: ما زن و شوهریم
-: خب که چی این ازدواج اجباری هست
=: اما من دوستت دارم
-: خفه شو دیگ
بعد لونا رفت توی اتاقش لباس عروس رو عوض کرد یه لباس قرمز لختی پوشید رفت پایین جونگکوک داشت شراب میخورد لونا رفت روی پاهاش نشست
-: برو پایین
=: چرا عشقم
-: برو پایین میگم باهات رابطه نمیکنم
=: چرا امشب شب عروسی ما هست باید رابطه داشت باشیم
-: گفتم نه میفهمی (بعد لونا رو از پاش میندازه پایین)
-: برو گمشووو(عربده)
بعد از خونه میزنه بیرون سوار ماشین میشه میره
ویو لونا
این چرا این جوری میکنه من فکر کردم ازدواج کنیم درست میشه کجا رفت باید یه کاری کنم نکنه عاشقه ات شده نه اگه بشه بلای سرش بیارم ادامه داره........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پارت یازدهم بچه ها سعی کردم امروز دو پارت اپلود کردم بفرماید با شما قشنگ ها🙃🤍💓❤
ویو ات
بعد همه مهمون ها رفتم جونگکوک و رفیق هاش هنوز توی تلار بودن
☆: دخترم برو بهشون بگو بیان برن
+: باش بابای
رفتم توی تلار دیدم جونگکوک شیگار میکشه
+: جونگکوک بیا بریم
-: باش خوشگلم اومدم ( جیمین! شوگا؟)
!: اوو چه خوشگله
؟: چه دافی پسرر
-: خفه شو
!: اوو اروم داداش
بعد ات اینا رو نشنید چون دور بود
بعد خانواده ات و کوک رفتن
فقط لونا و کوک مونده
-: سوارشو بریم (سرد)
=: اوکی
ویو رسیدن به عمارتت
-: برو توی اتاقت
=: اتاقم مگه مشترک نیست
-: نه کی گفته باید مشترک باشه
=: ما زن و شوهریم
-: خب که چی این ازدواج اجباری هست
=: اما من دوستت دارم
-: خفه شو دیگ
بعد لونا رفت توی اتاقش لباس عروس رو عوض کرد یه لباس قرمز لختی پوشید رفت پایین جونگکوک داشت شراب میخورد لونا رفت روی پاهاش نشست
-: برو پایین
=: چرا عشقم
-: برو پایین میگم باهات رابطه نمیکنم
=: چرا امشب شب عروسی ما هست باید رابطه داشت باشیم
-: گفتم نه میفهمی (بعد لونا رو از پاش میندازه پایین)
-: برو گمشووو(عربده)
بعد از خونه میزنه بیرون سوار ماشین میشه میره
ویو لونا
این چرا این جوری میکنه من فکر کردم ازدواج کنیم درست میشه کجا رفت باید یه کاری کنم نکنه عاشقه ات شده نه اگه بشه بلای سرش بیارم ادامه داره........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پارت یازدهم بچه ها سعی کردم امروز دو پارت اپلود کردم بفرماید با شما قشنگ ها🙃🤍💓❤
- ۸۵۹
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط