{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر مرا به معجزه دعوت نمیکنی,

دیگر مرا به معجزه دعوت نمیکنی,
با من ز درد حادثه صحبت نمیکنی...

دیریست پشت پنجره مانده م که رد شوی,
اما تو مدتی ست اجابت نمی کنی....

قولی که داده ای به من از یاد برده ای,
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی...

بیمار عشق توست پرستوی روح من,
از این مریض خسته عیادت نمیکنی...

یکبار از مسیر نگاهم عبور کن,
انقدر دور گشته که فرصت نمیکنی....

گلهای باغ خاطره در حال مردنند,
به یاس های تشنه محبت نمیکنی...

رفتی بدون انکه خداحافظی کنی,
دیگر به قاب پنجره دقت نمیکنی...

امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت,
این سیب را برای چه قسمت نمیکنی...

یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام,
این کلبه را دوباره مرمت نمیکنی...

زیبا قرارمان همه جا هر زمان که شد,
گرچه تو هیچ وقت رعایت نمیکنی...

"اصن امشب انگار دیگه رد داده مخم...."
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

فراتر از خویش

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

برادر ناتنی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲ | عروسِ قلابیهانا هنوز نمی‌تونس...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط