بعد از یروز پر تنش و سمی تازه نشستم یکم به خودم حال بدم

بعد از یروز پر تنش و سمی تازه نشستم یکم به خودم حال بدم
بزارید براتون تعریف کنم امروز صب مطب نوبت داشتم برای سونو اخر و اینکه دکتر بگه کی برم برای عمل ... از صب که بیدار شدم ک اصن نمیتونستم درست راه برم دیگه از بس از نواحی که داروها تحریک کرده بود تحت فشار بودم حالت تهوعم بهش اضافه کنید
خلاصه رفتم مطب و دکتر سونوم کرد ولی چون وسط ویزیت من یه خانم دیگه اومد توو سوال کنه به کل سونوی من فراموشش شد جایی هم یادداشت نکرده بود گفتش که پاشو دوباره سونوت کنم منم کلافه با اون وضعیت داغون پا شدم دوباره سونو شدم و گف ک همه چیزت عالیه و شنبه بیا برا عمل ...
چن قلم دارو نوشت که ماجرای ما از همونجا شرو شد ۳ تاش گیر میومد دوتاش هررررکار کردیم پیدا نمیشد ... هوام گرررررم خودمم ک دلدرد شدید اصن یه وضعی
تا ساعت ۴ عصر ما هر چه داروخونه بلد بودیم گشتیم اخرشم زنگ دکتر زدم ک پیدا نمیشه و مجبور شد مشابهشو برام تجویز کنه
خلاصه این فقط یه چشمش بود ک خیلی سطحی توضیحش دادم ...
اینکه نیستم فقط دلیلش حال بسیار بسیار بدمه ... خلاصه ببخشید
ممنون ک هستین رفقا
شب و روزتون عالی 💜
۸ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲۴)

Part 18

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

ابلیس

《زندگی جدید با تو》p38

فیک جین،پارت سه

#زیباترین_عشق#پارت_ ۶۰ممد _بیرون بودم رسیدم خونهدیانا دیانا ...

بیماری ب نام عشق

بیمار من:)«پارت یک »

*پسر شیطانی*^پارت هفتم^#یونگ_سوشیش ماه از اون ماجرا گذشت و م...

فیک عشق رویایی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط