فیک عشق رویایی پارت ۳
از زبان ا.ت:
اومدم از جام بلند شم که چشمام سیاهی رفت و افتادم زمین
تقریبا یه ساعت بیهوش بودم وقتی بلند شدم با خودم گفتم بزار برم پیش دکتر ببینم مشکلم چیه.
از خونه اومدم بیرون و بعد 30 دقیقه رسیدم به مطب دکتر
رفتم داخل و نوبت گرفتم نوبتم که شد رفتم داخل اتاق دکتر.
دکتر با تعجب بهم نگاه کرد و گفت : خانم شما تنها اومدید؟
گفتم: بله چطور؟
دکتر:آخه دختری به سن و سال شما چطور تنها اومده به مطب دکتر؟ پس پدر و مادرتون کجان؟
نمیخواستم بهش بگم که پدر و مادرم و از دست دادم بخاطر اون بهش گفتم:برای پدر و مادرم کاری پیش اومد و نتونستن بیان.
دکتر: آهان.(هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید که دکتر به ا.ت چی بگه)
از زبان ا.ت:
رفتم و نشستم روی صندلی بیمار و مشکل مو برای دکتر توضیح دادم.
دکتر بعد چند دقیقه مکث جواب داد:
خانم شما مشکل عصبی پیدا کردید.
ا.ت:مشکلم خیلی جدیه؟
دکتر:نه ولی باید از خودتون مواظبت کنید که مشکل تون به جراحی نرسه.
ا.ت: چیییی
دکتر: خانم خودتونو نگران نکنید داروهایی رو براتون مینویسم و تهیه میکنید و مصرف میکنید بعد دوماه همراه با پدر و مادرتون دوباره میاد اینجا و آزمایش انجام میدید تا ببینم حالتون بهتر شده یا نه.
از زبان ا.ت:
از حرف دکتر خشکم زد و میخواستم گریه کنم ولی جلوی خودمو گرفتم.
دکتر برگه دارو ها رو بهم داد و رفتم تا اونا رو تهیه کنم.
بعد از خریدن دارو ها برگشتم خونه و روی مبل دراز کشیدم و گفتم: آخه من چجوری بعد دوماه دوباره برم اونجا؟
یکم با خودم فکر کردم و حوصلم سر رفت
تلوزیون و روشن کردم یه شبکه کره ای بود
داشت موزیک ویدیو به گروه به اسم BTS رو نشون میداد.
بعد از این که موزیک ویدیو هاشونو دیدم یه حس عجیبی بهم دست داد حالم خیلی خوب شد اصلا بیماری مو فراموش کردم و گفتم : وای خدای من چقد اونا خوشگل بودنننن آهنگ و موزیک ویدیو شون محشر بودددددددد(معلومه اونا بهترینن)
بعد چند دقیقه گفتم بزار برم یکم درمورد شون تحقیق کنم
بعد تحقیق فهمیدم اینا یه گروه خواننده هفت نفره هستن که تازه یه سال از دبیو شون میگزره و اسم طرفداراشونم آرمیه.
بعد اون بیوگرافی هرکدوم از اعضا رو خوندم و عکسا شونو دیدم و گفتم وایی جونگ کوک و جیمین چه کیوتننن🥲
بعد اون روز منم طرف دارشون شدم یعنی آرمی شدم.
دوماه بعد
از زبان ا.ت:
بعد از آرمی شدنم حالم خیلی بهتر شد و دیگه دارو ها رو مصرف نکردم
ولی باز گاهی سرم درد میگرفت.
تصمیم گرفتم برم کلاس زبان کره ای انگلیسی و کلاس آشپزی(آشپزه غذا های کره ای) ...
ادامه پارت بعدی
اومدم از جام بلند شم که چشمام سیاهی رفت و افتادم زمین
تقریبا یه ساعت بیهوش بودم وقتی بلند شدم با خودم گفتم بزار برم پیش دکتر ببینم مشکلم چیه.
از خونه اومدم بیرون و بعد 30 دقیقه رسیدم به مطب دکتر
رفتم داخل و نوبت گرفتم نوبتم که شد رفتم داخل اتاق دکتر.
دکتر با تعجب بهم نگاه کرد و گفت : خانم شما تنها اومدید؟
گفتم: بله چطور؟
دکتر:آخه دختری به سن و سال شما چطور تنها اومده به مطب دکتر؟ پس پدر و مادرتون کجان؟
نمیخواستم بهش بگم که پدر و مادرم و از دست دادم بخاطر اون بهش گفتم:برای پدر و مادرم کاری پیش اومد و نتونستن بیان.
دکتر: آهان.(هرچی فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید که دکتر به ا.ت چی بگه)
از زبان ا.ت:
رفتم و نشستم روی صندلی بیمار و مشکل مو برای دکتر توضیح دادم.
دکتر بعد چند دقیقه مکث جواب داد:
خانم شما مشکل عصبی پیدا کردید.
ا.ت:مشکلم خیلی جدیه؟
دکتر:نه ولی باید از خودتون مواظبت کنید که مشکل تون به جراحی نرسه.
ا.ت: چیییی
دکتر: خانم خودتونو نگران نکنید داروهایی رو براتون مینویسم و تهیه میکنید و مصرف میکنید بعد دوماه همراه با پدر و مادرتون دوباره میاد اینجا و آزمایش انجام میدید تا ببینم حالتون بهتر شده یا نه.
از زبان ا.ت:
از حرف دکتر خشکم زد و میخواستم گریه کنم ولی جلوی خودمو گرفتم.
دکتر برگه دارو ها رو بهم داد و رفتم تا اونا رو تهیه کنم.
بعد از خریدن دارو ها برگشتم خونه و روی مبل دراز کشیدم و گفتم: آخه من چجوری بعد دوماه دوباره برم اونجا؟
یکم با خودم فکر کردم و حوصلم سر رفت
تلوزیون و روشن کردم یه شبکه کره ای بود
داشت موزیک ویدیو به گروه به اسم BTS رو نشون میداد.
بعد از این که موزیک ویدیو هاشونو دیدم یه حس عجیبی بهم دست داد حالم خیلی خوب شد اصلا بیماری مو فراموش کردم و گفتم : وای خدای من چقد اونا خوشگل بودنننن آهنگ و موزیک ویدیو شون محشر بودددددددد(معلومه اونا بهترینن)
بعد چند دقیقه گفتم بزار برم یکم درمورد شون تحقیق کنم
بعد تحقیق فهمیدم اینا یه گروه خواننده هفت نفره هستن که تازه یه سال از دبیو شون میگزره و اسم طرفداراشونم آرمیه.
بعد اون بیوگرافی هرکدوم از اعضا رو خوندم و عکسا شونو دیدم و گفتم وایی جونگ کوک و جیمین چه کیوتننن🥲
بعد اون روز منم طرف دارشون شدم یعنی آرمی شدم.
دوماه بعد
از زبان ا.ت:
بعد از آرمی شدنم حالم خیلی بهتر شد و دیگه دارو ها رو مصرف نکردم
ولی باز گاهی سرم درد میگرفت.
تصمیم گرفتم برم کلاس زبان کره ای انگلیسی و کلاس آشپزی(آشپزه غذا های کره ای) ...
ادامه پارت بعدی
- ۴.۸k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط