{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با مامانم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یه مار خی

با مامانم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یه مار خیلی خوشگل خوشم اومد
پرسیدم چند ؟ طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومن

مامانم گفت : نه نماز میخونی نه روزه میگیری نه عبادت حالیته ، خودش مفت و مجانی میاد تو قبرت !! بیا بریم

من ╥﹏╥

مامانم (^.^)

ماره ⊙︿⊙
دیدگاه ها (۳)

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

part 3به بزرگترین مرکز خرید سئول رسیدیم و از ماشین خارج شدیم...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط