آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد و بلند بلند بخندد!

آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد و بلند بلند بخندد!
تا بغضش گرفت، بزند زیر گریه و با مشتهایش پلکهای خیسش را پاک کند.. درست شبیه کودکی اش.
آدم است دیگر... آمده تا برای خودش زندگی کند، نه مردم!
من نمیدانم کی میخواهیم یاد بگیریم آرمان‌هایمان را به این و آن تحمیل نکنیم؛ هرکس باید خودش باشد.
دست از سرِ دیگران و زندگیشان برداریم. آنقدر حواسمان به رفتارهای این و آن بود که یادمان رفت خودمان زندگی کنیم.

نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۰)

توضیح رمان:🩸 عشق خونین ♥️🥀دختری که تمام عمرش پشت دیوارهای بل...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

گربه ای در نیمکت کناری...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت هفتم《بخش دوم از زندگی جونگ کوک》《Custom kiss》           ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط