چند پارتی 🍷➿

اصن انگار نمیشه چیزی ننویسم ۲ ساعت نشده پارت قبلو نوشتم 🚬💨


دیدم که یه پسره مسته

&علامت پسره
&خوشگل خانم نمیخوای یه بوس بدی بهمون (اصن ادم خجالت میکشه اینارو مینویسه 😑😂)
+با پام زدم تو دلش (قبلشو کار نداریم چون خجالت میکشم بنویسم با ذهن منحرف خودتون کاملش کنید دیگه)
هیونجین نگران اومد پیشم
_چیشده چرا یجوری شدی
+ه ه هیچی
_چرا لکنت گرفتی (دست ا. تو گرفت برد تو اتاق)
_چیشده (نگران)
+یه پسره اومدش مست بودش و (هیونجین بغلش کرد)
_هیش فهمیدم چیشده اصلا مهم نیس ولی زندش نمیزارم
بهش فکر نکن
خب؟
+مرسی ددی
_چی گفتی؟(تعجب)
+گفتم مرسی
_نه نه به من چیگفتی
+د ددی
_وااییییی تاحالا کسی بهم نگفته بود ددیییی
از این به بعد همینجوری صدام کن
+باشه
_راستی کی به مامان و بابامون بگیم
+نمیدونم ولی مامانم دیدش بوسیدیم
_اا راس میگی
+بریم بیرون من حالم خوبه
_نه
+چر....(با فرود یه جسم نرم رو لباش چشماشو بستشو بقیشو کار نداریم)
_حالا بریم
+(لبخند)
ب ا: کجا بودین؟
+ تو اتاق
ب ا چرا در بسته بودش
+بابا الان هیونجین دوماد ایندته
ب ا. الان شماها باهمین (خوشحال)
_بله
ب ا. پس دومادم انقدر رسمی صحبت نکن
_(خنده) چشم
+چه زود دومادت شدش (خنده)
ب ا برو بچه جون
مامانت بفهمه خیلی خوشحال میشه
_خب چیزه موقع چیز کردن اومدن تو اتاق مارو دیدن
ب ا. عه پس باید برام نوه بیاریدا
+عهههه بابا
_خنده

اقا دستم به چوخ رف دیگه 🚬💨
دیدگاه ها (۴)

پارت ۳

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

پارت هشتم《کلنجار》《Custom kiss》تا اینکه صدای اومد...تق...آخ.....

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

bts

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

دلبر رئیس

سناریو 🍷🌚

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط