عصاے خویش را بر عڪس بر زمین نهاد...
عصاے خویش را بر عڪس بر زمین نهاد...
و چون دستـہ عصا بر زمین بود،
تعادل ڪامل نداشت...
دیگران ؋ـڪر ڪردند ڪـہ او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست دادہ
و متوجـہ نیست ڪـہ عصایش را بر عڪس بر زمین نهاده...
بـہ همین خاطر
صاحبخانـہ با حالتے ڪـہ خالے از تمسخر نبود،بـہ وے گـ؋ـت:
پس چرا عصایت را بر عڪس گر؋ـتـہ ای؟!
پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاڪے است!
مے خواهم ؋ـرش خانـہ تان خاڪے نشود..
مواظب قضاوت هایمان باشیم...
و چون دستـہ عصا بر زمین بود،
تعادل ڪامل نداشت...
دیگران ؋ـڪر ڪردند ڪـہ او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست دادہ
و متوجـہ نیست ڪـہ عصایش را بر عڪس بر زمین نهاده...
بـہ همین خاطر
صاحبخانـہ با حالتے ڪـہ خالے از تمسخر نبود،بـہ وے گـ؋ـت:
پس چرا عصایت را بر عڪس گر؋ـتـہ ای؟!
پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاڪے است!
مے خواهم ؋ـرش خانـہ تان خاڪے نشود..
مواظب قضاوت هایمان باشیم...
- ۴۱۱
- ۰۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط