فیک اجبار پارت 33

پارت ۳3


فیک اجبار

دو روز بعد•

جی وونگ¤

خب دیگه هر چقدر مریضی کشیدم کافیه.......وقتشه یکم کارو پیش ببرم.....اوممم یکم رو مخ لونا راه برم....
نیامیییی یه لحظه بیاااا........
○نیامی:بله اقا؟؟؟چیزی میخواین؟
جی وونگ:نه فقط میشه لونا خانم رو صدا کنین بیاد اخه کارش داشتم......
نیامی:حتما اقا....○
■نیامی:خانم ببخشین مزاحم شدم ....اقای جی وونگ میخوان شما رو ببینن....
لونا:چی...منو..با...باشه الان میام■
(رفتم ور زدمو گفت بیا تو که دیدم رو به رو رو کاناپه ی طوسی رنگش نشسته و ابرو هاشو داده بالا....)
◇لونا:چیه .... چیکارم داری؟؟
جی وونگ:اووم ...خب کار که زیاده ولی نمیدونم کدومش به تو میاد.....
لونا:چی میگی واسه خودت؟؟؟؟
جی وونگ:ببین اگه مسخوای جونگ کوک از گندی که زدی چیزی نفهمه باید بهم کمک کنی وگرنه با یه صورت مظلوم میتونم برم بهش بگم.......
لونا:چی...چیکار باید بکنم؟
جی‌وونگ:اها افرین سوال خوبی بود.....باید بری شرکت و پروژه ی جدید شرکت جونگ کوک رو بدوزدی......
لونا:چییی...من حتی از خونه بیرونم نمیرم بعد برم شرکت جونگ کوک......تو چطور دوستی هستی....
جی وونگ:سه روز وقت داری ....حالا گمشو بیرون..◇

لونا°
با اینکارم به جونگ کوک صدمه میزنم نمیتونم ...... خیلی بد میشه ..ولی اگه‌نکنم...اگه نکنم زندگیم نا بود میشه جونگ کوک دیگه هیچ وقت بهم اعتماد نمیکنه.......چیکار باید بکنم خدااااا؟

روز سوم(اخرین مهلت)
جونگ کوک:عشقم من رفتم...
لونا:کوکککک......
جونگ‌کوک:بله
لونا:میشع...میشه منم باهات...بیام
جونگ کوک:اوووم چرا بیای
لونا:میخوام محل کارتو ببینم....
جونگ کوک:اولین باری که دیدی واست بس بود😉(پارت یک و دو رو بخونین اگه یادتون رفته)
لونا:اهههه جونگ کوک....لطفاااااااااا..میخوام پیشت باشم
جونگ کوک:اوووووف باشه بیا ...کشتی منو
لونا:مرسیییی...بریم
جونگ کوک:نه بابا.....
لونا:خودت گفتی بریم خو
جونگ کوک:لوناااا.....برو بالا لباس بپوش
لونا:مگه لباسم چشه؟؟
جونگ کوک:یا میری لباس میپوشی یا نمیای
لونا:اوووف باشه اقای غیرتی.....
○○○○○○○○○○○
۲۰ دیقه بعد
لونا:بریم
جونگ کوک:نه بابا عزیزم هنوز زوده بریم شما میخوای یه مانیکورم بکن نظرت چیه؟؟؟
لونا:اهههه خو بریم دیگه
جونگ کوک: بریم.....

داخل شرکت
لونا
رسیدیم داخل شرکت...................

#FICEJBAR
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴۷

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پنهان عشق

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 | 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏همه توی اتاق جلسه بودنتهیونگ ساکت نشسته بود و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط