هوس باز پارت ۲

ویو یویی :
اون مردیکه رفت منم رفتم اسنپ گرفتم و رفتم خونه رفتم روی تختم و دیگه چیزی نفهمیدم
ویو صبح :
آماده شدم رفتم بار دوباره هم اون مردیکه اومد رئیس گفت براش این آبجو ها رو ببرم براش بردم یه دفعه خیس شدم اَه لعنتی آخه تو این موقعیت باید پر*یود میشدم رفتم یواشکی تو کیفم پد رو برداشتم و رفتم سمت دستشویی و پد رو گذاشتم وقتی از دستشویی اومدم بیرون یه مرد اومد سمتم و گفت بهههه چه اندامم خوبییی میای بریم تو اتاق منم درسته دخترم اما خیلی غیرتی بودم و به اندازه بودم که از خودم محافظت کنم یه مشت زدم تو صورتش که انور زمین پهن شد یه دفعه دیدم همون پسره ( جونگکوک ) داره با پوزخند بهم نگاه میکنه
جونگکوک: اوفف میبینم که لیدی قوی هم هست
یویی : برو اونور حوصلت رو ندارم......
کوک : ( توی ذهنش : فقط صبر کن تا تو ام یکی از برده های خودم بشی )

ویو یویی :
داشتم میرفتم خونه که یه نفر جلوی دهنم دستمال گذاشت و دیگه چیزی نفهمیدم
....................
چشمام رو باز کردم و دیدم همون پسره جلومه
یویی : از جون من چی میخواییی من فقط یه دختر خیابونیم( با بغض و داد) من دختر قوی ام و الکی گریه نمیکنم بغضم رو قورت دادم
کوک : تو چون بهم بی تربیتی کردی باید برده ی من بشی ...

بسههه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

به زیباییه مشکی

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

پنهان عشق

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

پارت۵

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط