نگاهت را
نگاهت را
به زمین میخ کرده ای و
دیدنم را
جذرگرفته ای ... بی آنکه بدانی
هرروز به توان می رسند...
حرف هایی در من
که از بود و نبود تو آب می خورند...
اینقدر سربه زیر نباش
کمی خیره شو در من ... که
نگاهت
سرکشی زنانگی من است...
نگاهم کن تا
ایمان بیاوریم در من جاذبه ای هست هنوز که
تو را در آغوشم به زمین بزند...
نگاهم کن
بگذار ریشه بدوانم در ادراک نگاهت
که نگاهت
قاصد این روزهای ابری من است...
وقتی تو در نگاهم به عمق بزنی...
باران
خواهم گرفت...
به زمین میخ کرده ای و
دیدنم را
جذرگرفته ای ... بی آنکه بدانی
هرروز به توان می رسند...
حرف هایی در من
که از بود و نبود تو آب می خورند...
اینقدر سربه زیر نباش
کمی خیره شو در من ... که
نگاهت
سرکشی زنانگی من است...
نگاهم کن تا
ایمان بیاوریم در من جاذبه ای هست هنوز که
تو را در آغوشم به زمین بزند...
نگاهم کن
بگذار ریشه بدوانم در ادراک نگاهت
که نگاهت
قاصد این روزهای ابری من است...
وقتی تو در نگاهم به عمق بزنی...
باران
خواهم گرفت...
- ۱.۱k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط