غرور اسلیترینی P1
غرور اسلیترینی P1
وسایلم رو خریده بودم و به سمت ایستگاه کینگز کراس رفتم
سوار قطار شدم و دنبال کوپه ی خالی می گشتم که بلاخره پیدا کردم اما توش دو تا پسر بود یکی با موهای قهوه ای و اون یکی با مو های فرفری سریع در کوپه رو بستم خوشم نمیاد هی دنبال کوپه می گشتم آخر بی خیال شدم و در کوپه ی قبلی رو باز کردم(پوکر) وارد شدم و نشستم کنار پسر مو فرفریه و کتابم رو باز کردم و حس کردم داره نگام میکنه کتاب رو بستم و پوکر نگاش کردم و بعد یکی از ابرو ها مو بالا بردم که تازه به خودش اومد و نگاهش رو ازم گرفت. نگاهمو دادم به اون یکی داشت مجله می خوند ولی مجله رو برعکس دستش گرفته بود معلوم بود حواسش جای دیگه ایه که ابرو هامو بالا انداختم و با حالت خنده بهش نگاه کردم که نگاهش رو به من داد و با انگشت اشاره ای به مجله ی توی دستش کردم که تازه متوجه منظورم شد و مجله رو درست کرد واقعا نمی دونستم چی بگم اونا واقعا خرن یا خودشونو دارن به خری می زنن چند دقیقه گذشت و همون لحظه یه پسر با مو های یخی وارد شد و انگار داشت با یکی دعوا میکرد که با دیدن من ساکت شد آخه جدی جدی انقدر؟ بیخیالش شدم و به کتاب خوندم رسیدم که مو فرفریه به مو یخیه گفت
متیو: هی دراکو تعطیلات چطور بود؟
دراکو:مثل همیشه
ده دقیقه گذشت و مو قهوه ایه سیگار روشن کرد تا اینکه مو یخیه گفت
دراکو:تئو واقعا اینجا جاش نیست
متیو:بیا خودتم بزن دیدی خوشت اومد
دراکو:اولا اصلا اهلش نیستم دوم بابام تیکه پارم می کنه
منم همینطوری دستم رو زیر چونه ام گذاشته بودم و با لبخند مصنوعی به بحثشون گوش میدادم که مو یخیه گفت دراکو: بچه ها....
همشون به سمت من برگشتند که گفتم
کاترین: ببخشید اگه اینجا کافی شاپ نیست می خواین چایی هم بیارم خدمتتون
تئو: ممنون میش....
دراکو با بازوش به بازوی تئو زد که مو فرفریه گفت
متیو:مشکلی داری بفرما بیرون
بقیه هم تایید کردند که گفتم
کاترین:من مگه خر باشم که با خر ها همنشین بشم
تئو:فعلاً که هستی
و بعد یک سیگار به مو فرفریه داد
با خودم گفتم اینا چقدر پررو ان
کاترین: حداقل اگه می کشین یکی هم بدین به من
مو فرفریه چشماش گشاد شد مو قهوه ای ابرو بالا انداخت مو یخیه دهنش باز مونده بود کم مونده بود فکش بشکنه
وسایلم رو خریده بودم و به سمت ایستگاه کینگز کراس رفتم
سوار قطار شدم و دنبال کوپه ی خالی می گشتم که بلاخره پیدا کردم اما توش دو تا پسر بود یکی با موهای قهوه ای و اون یکی با مو های فرفری سریع در کوپه رو بستم خوشم نمیاد هی دنبال کوپه می گشتم آخر بی خیال شدم و در کوپه ی قبلی رو باز کردم(پوکر) وارد شدم و نشستم کنار پسر مو فرفریه و کتابم رو باز کردم و حس کردم داره نگام میکنه کتاب رو بستم و پوکر نگاش کردم و بعد یکی از ابرو ها مو بالا بردم که تازه به خودش اومد و نگاهش رو ازم گرفت. نگاهمو دادم به اون یکی داشت مجله می خوند ولی مجله رو برعکس دستش گرفته بود معلوم بود حواسش جای دیگه ایه که ابرو هامو بالا انداختم و با حالت خنده بهش نگاه کردم که نگاهش رو به من داد و با انگشت اشاره ای به مجله ی توی دستش کردم که تازه متوجه منظورم شد و مجله رو درست کرد واقعا نمی دونستم چی بگم اونا واقعا خرن یا خودشونو دارن به خری می زنن چند دقیقه گذشت و همون لحظه یه پسر با مو های یخی وارد شد و انگار داشت با یکی دعوا میکرد که با دیدن من ساکت شد آخه جدی جدی انقدر؟ بیخیالش شدم و به کتاب خوندم رسیدم که مو فرفریه به مو یخیه گفت
متیو: هی دراکو تعطیلات چطور بود؟
دراکو:مثل همیشه
ده دقیقه گذشت و مو قهوه ایه سیگار روشن کرد تا اینکه مو یخیه گفت
دراکو:تئو واقعا اینجا جاش نیست
متیو:بیا خودتم بزن دیدی خوشت اومد
دراکو:اولا اصلا اهلش نیستم دوم بابام تیکه پارم می کنه
منم همینطوری دستم رو زیر چونه ام گذاشته بودم و با لبخند مصنوعی به بحثشون گوش میدادم که مو یخیه گفت دراکو: بچه ها....
همشون به سمت من برگشتند که گفتم
کاترین: ببخشید اگه اینجا کافی شاپ نیست می خواین چایی هم بیارم خدمتتون
تئو: ممنون میش....
دراکو با بازوش به بازوی تئو زد که مو فرفریه گفت
متیو:مشکلی داری بفرما بیرون
بقیه هم تایید کردند که گفتم
کاترین:من مگه خر باشم که با خر ها همنشین بشم
تئو:فعلاً که هستی
و بعد یک سیگار به مو فرفریه داد
با خودم گفتم اینا چقدر پررو ان
کاترین: حداقل اگه می کشین یکی هم بدین به من
مو فرفریه چشماش گشاد شد مو قهوه ای ابرو بالا انداخت مو یخیه دهنش باز مونده بود کم مونده بود فکش بشکنه
- ۹.۵k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط