بچم که بزرگ شه

بچم که بزرگ شه
محدودش نمیکنم ...!
آزاد میذارمش تا خودش انتخاب کنه ...
نه اینکه خوب و بدِ زندگی رو بهش یاد ندما ؛
اتفاقا همه چیز رو براش دقیق توضیح میدم،
اما بعدش هر انتخابی که کرد دیگه پشتش وایمیسمو فقط حمایتش میکنم ...

هی بهش گیر نمیدم که کجا میری؟
با کی میری؟
نمیگم بهش نه حق نداری بری!!!
معنیش این نیست که بچم برام اهمیتی نداره ها؛ معنیش اینه که بهش اعتماد میکنم
کار خطایی نمیکنه ...!
چون میدونم هر چه قدر که محدودش کنم
نتایج خطرناک تری بدست میاد...
چون میدونم بچه ها خودشونو معطل فیلترهای جامعه و خانواده شون نمیکنن !
من نمیخوام بچم عقده ی چیزیو داشته باشه ...
نمیخوام برای اینکه از شرم خلاص شه
زود ازدواج کنه ...!
نمیخوام از ترس اینکه بهش اجازه ی کاریو ندم
دروغ بگه ...
نه نمیخوام یه دروغگویِ دیگه تحویل اجتماع بدم !
نمیخوام سیاه بازی رو از بچگی یاد بگیره ...
وقتی عاشق کسی شد ؛
احساسشو سرکوب نمیکنم
چون خوب میدونم سرکوب یه احساس
باعث قوی تر شدن اون حس میشه ...!
میخوام منو همدرد خودش بدونه نه اینکه
منو هم درد خودش بدونه !!!
میخوام زندگی کنه ...

میخوام اول دوستش باشم بعد پدر ..
#علی_نیکنام_راد
دیدگاه ها (۳)

🌿نسل نور🌿گاهی نباید به بچه‌مون بگیم کجای کارش اشتباهه!مثلاً ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

سلام....خوبین؟چخبرا؟(جواب بدین😑)میخوام درباره یک پیزی حرف بز...

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

عاشقانه های شبنم

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆میتسویا ☆‌_ایشون خیلی آر...

پارت ۳

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط