{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساده ام مثل کبوتر

ساده ام مثل کبوتر
که به دیوار تو عادت دارم

تو مرا دانه دهی یا ندهی...
آب دهی یا ندهی...

هرکجا بال بگیرم،به تو بر میگردم!

هرکجا آب ببینم...
هرکجا دانه ببینم....
هرکجا کوچ کنم...آشیانم سرِ این دیوار است

من به دیوار تو عادت دارم
من به این سایه ی دیوار ارادت دارم

نه به من آب بده
نه به من دانه بده
به خدا هیچ نخواهم

تو فقط سنگ نزن
میرنجم!
دیدگاه ها (۱)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

درود خوشگلامن @serendi_pity هستم و احتمالا بعضی هاتون منو بش...

پارت: 9 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«گفتم نمی‌دونستم.» زین یک ق...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part2میخواستم برم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط