آن یار کز او خانه ما جای پری بود

آن یار کز او خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
دیدگاه ها (۱)

کاری به جز دلت، آرزو حاجی خانی

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

۲۰ مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🪷نیست در شهر نگاری که...

قایقی خواهم ساخت ..

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

فردا فردا کردن

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط