وحشی

وحشی
پارت 27 (پارت اخر)
30 مین بعد
تهیونگ: خونه رو تحویل دادم بشین بریم ویلا عمو اینارو درشو ببندیم
ات: لباسامون اونجاست
تهیونگ: میریم برمیداریم
ات: اوک بریم
20 مین بعد
تهیونگ: ات برو وسایلو بردار
ات: اوکی
ویو ات:
رفتم لباسارو برداشتم گذاشتم داخل ماشین رفتم داخل اتاق که ببینم چیزی اونجا هست یا نه که دیدم پیکسل کیفم کنده شده افتاده رو تخت پیکسل رو برداشتم نشستم رو تخت
تهیونگ: اینجایی اون چیه
ات: چیزی نیست (پشتش قایم میکنه)
تهیونگ:بده ببینم چیه (ازش میگیره)
ات: هو...
تهیونگ: این چشم منه
ات: اوم بده من
تهیونگ: چه کارا کرده خوشگل من بگیر یه بوس هم به من بده
ات میره گونه تهیونگ رو میبوسه
ات: بده پیکسلمو
تهیونگ: نه
ات: هوففف
راوی: ات یه بوس روی لبای تهیونگ میزاره و پیکسلو میگیره سوار ماشین میشنو راه میفتن
5 ساعت بعد میرسن و از شدت خستگی میخوابن فرداش تهیونگ از ات خواستگاری میکنه چند روز بعدش عروسی میگیرن یک سال بعد هم ات یه دختر مثل خودش به دنیا میاره اسم دخترشونو میزارن.................. و بعد از اون ات و تهیونگ بهترین زندگی رو برای خودشون و فرزندانشون درست میکنن

••••••••
• پایان •
••••••••
اسم بچه رو خودتون انتخاب کنین😂😂 عکس بچشون هم هست😂
دیدگاه ها (۶)

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

خاطرات _عشق _ما ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

به زیباییه مشکی

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط