{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه گویم که بنالم زِ پریشانیِ حالم

گاه گویم که بنالم زِ پریشانیِ حالم
باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم؟
سعدی
دیدگاه ها (۰)

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

#شب_وصال#شب_وصالم_آرزوست#خدا #یاد_خدا #مناجات_با_خدا#دکلمه #...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

نردبان می‌خواست یا اندیشه ی دینار داشتنفعِ خود را دید تنها، ...

نزدیکترین مراکز درمانی طرف قرارداد بیمه به شما◀xتازه های آرا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط