یهـ دٌخـتر همهـ احـسآسآتشـ رو میشهـ تو موهـآش دید

یهـ دٌخـتر همهـ احـسآسآتشـ رو میشهـ تو موهـآش دید
تو حـس کهـ برهـ همهـ موهآشو میریزهـ تو صورتش
عصبے کهـ بشهـ بـآ کشـ خـَفشـ میکنهـ
تو رویـآ کهـ بـآشهـ مـیبافتشـ
امـآ وقتے دلشـ بشکنهـ
اولینـ چیزیـ کهـ اضـآفیهـ موهـآشهـ
دیدگاه ها (۲)

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

Izana

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

سناریو ناروتو

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

Mikey

وقتی همسرت و استادت بود🩵پارت ۲حس کردم پاهام خالی شد و بعدش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط