{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم
نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم
خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم
اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم
به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی
اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم
دیدگاه ها (۲۱)

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری استکه این شگفت ترین نوع خویش...

ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪﺑﻪ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ...

ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿ...

چه کنم بی تو به هم ریخته احوال دلمنحسی افتاده به فالِ بدِ ام...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

عاشقانه با جاناا

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودمبه جلد رهگذر اما در انتظار ...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم،به جلد رهگذر اما در انتظار...

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم به جلد رهگذر اما در انتظار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط