{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم،

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم،
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم،

نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم،
خمار و سست، ولی سخت بی قرار تو بودم!

«شهریار»
دیدگاه ها (۶)

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت...!

من کمی گیج، کمی مات، کمی مبهوتم!زنده‌ای مُرده در این خالیِ پ...

آسمان را بارها با ابرهای تیره تر از این دیده ام، اما بگو ای ...

سفر سودی ندارد من پرستویی گرفتارم،نه با تور وقفس، با تار گیس...

برسان سلام مارا به رفوگران هجران"که دل زمانه بی تو غم بیشمار...

یه سر به حافظ بزنیم

تلاوت قرآن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط