{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت 

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت 
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت 
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد 
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت 
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت 
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت 
مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت 
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت 
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی 
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت 
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید 
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت 
دل خورشیدی اش از ظلمت ما گشت ملول 
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت 
همنوای دل من بود به هنگام قفس 
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت...
دیدگاه ها (۴۶)

مرغ دریاآن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت  در این خانه ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

‌آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چه...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر ِ این خانه ندانم به...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر این خانه ندانم به چ...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدرِ این خانه ندانم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط