گفته بودی که چرا محو تماشای منی

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
دیدگاه ها (۰)

🌱من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشا...

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

😭💗 سناریو بی‌تی‌اس وقتی با ناز می‌ری پیششون و می‌گی: «اوپااا...

تکپارتی تهیونگ

**پارت ۱۰**قلبت تیر کشید. نگاهت روی دست‌های اون دختر—که حالا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

🖤 پارت ۳: پیش من لازم نیست قوی باشیTokyo Revengers | Mikey ×...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط