یه رمان جدید
اسم رمان:در جست و جوی خاطرات
شخصیت های اصلی:
جئون جونگکوک
کیم لیانا
پارک جیمین
چاپلین کایلی
______________________
جئون جونگکوک
۳۰ ساله
پسر یکی از بزرگترین تاجر های کره
که برای یک سفر با پدر و مادر خود
با هواپیما راهی میشوند
ولی تو ی راه طی یک اتفاق غیر منتظره میوفته
_____________________
کیم لیانا
۲۸ ساله
یک روانشناس
که خانواده اش اورا رها کرده اند
از موقع تولد تا هشت سالگی
در عمارت خانواده ی جئون زندکی میکرد
ولی بعد از اون با کمک عویش مهاجرت میکند و درسش را ادامه میدهد
______________________
پارک جیمین
یکی از نزدیک ترین دوست های جونگکوک
یعنی یکی مثل داداشش
کسی که تو تمام مراحل سخت زندگی اون کنارش بوده
______________________
چاپلین کایلی
دوست صمیمی لیانا
اولین دوستی که لیانا بعد مهاجرتش باهاش دوست شد
____________________
خلاصهای از داستان
جئون جونگکوک
مردی که توی ۱۰ سالگی عاشق دختر بی کس و کاری میشه
که توی عمارتشون زندگی میکرده
بعد از مهاجرت اون دختر با عمویی که یهو در صحنه حاضر شده
پسرک چون میدونست که دیگه نمیتواند اون رو ببیند
دچار افسردگی میشه
پدر و مادرش برای اینکه حال اون رو خوب کنند
ترتیب مسافرتی رو میدهند
طی مسافرتی با پدر و مادرش در هواپیما
هواپیما سقوط میکنه
اون پدر و مادر خودش رو و همیچنین حافظه اش رو از دست میده
و سال ها بعد
و برای بر گردوندن حافظه اش پیش روانشناسی میرع
غافل از اینکه اون دکتر همون عشق بچگیشه
____________________________________
سلامممم
برای اولین بار میخوام یه رمان کامل با موضوعی که بالا دیدید بنویسم
نظرتون رو بگید
اگه خوشتون بیاد
پارت اول رو هرچه زودتر اپلود میکنم
بوس💓🌔
شخصیت های اصلی:
جئون جونگکوک
کیم لیانا
پارک جیمین
چاپلین کایلی
______________________
جئون جونگکوک
۳۰ ساله
پسر یکی از بزرگترین تاجر های کره
که برای یک سفر با پدر و مادر خود
با هواپیما راهی میشوند
ولی تو ی راه طی یک اتفاق غیر منتظره میوفته
_____________________
کیم لیانا
۲۸ ساله
یک روانشناس
که خانواده اش اورا رها کرده اند
از موقع تولد تا هشت سالگی
در عمارت خانواده ی جئون زندکی میکرد
ولی بعد از اون با کمک عویش مهاجرت میکند و درسش را ادامه میدهد
______________________
پارک جیمین
یکی از نزدیک ترین دوست های جونگکوک
یعنی یکی مثل داداشش
کسی که تو تمام مراحل سخت زندگی اون کنارش بوده
______________________
چاپلین کایلی
دوست صمیمی لیانا
اولین دوستی که لیانا بعد مهاجرتش باهاش دوست شد
____________________
خلاصهای از داستان
جئون جونگکوک
مردی که توی ۱۰ سالگی عاشق دختر بی کس و کاری میشه
که توی عمارتشون زندگی میکرده
بعد از مهاجرت اون دختر با عمویی که یهو در صحنه حاضر شده
پسرک چون میدونست که دیگه نمیتواند اون رو ببیند
دچار افسردگی میشه
پدر و مادرش برای اینکه حال اون رو خوب کنند
ترتیب مسافرتی رو میدهند
طی مسافرتی با پدر و مادرش در هواپیما
هواپیما سقوط میکنه
اون پدر و مادر خودش رو و همیچنین حافظه اش رو از دست میده
و سال ها بعد
و برای بر گردوندن حافظه اش پیش روانشناسی میرع
غافل از اینکه اون دکتر همون عشق بچگیشه
____________________________________
سلامممم
برای اولین بار میخوام یه رمان کامل با موضوعی که بالا دیدید بنویسم
نظرتون رو بگید
اگه خوشتون بیاد
پارت اول رو هرچه زودتر اپلود میکنم
بوس💓🌔
- ۲.۱k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط