Mafia Love :)))
Mafia Love :)))
پارت : 15
جونگکوک: حق نداری آقای کیم
یونجون: تو هم حق نداری بگی چیکا کنم چیکار نکنم ( با داد )
و بعد رفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داستان دشمنی جونگکوک و یونجون
یونجون دشمن جونگکوک بود و پدرهاشون هم با هم مشکل داشتن.
دلیل این مشکل ها و اختلافات پدر یونجون بود چون داخل یکی از ماموریت هاش به باند اژدهای سرخ ( باند مافیا پدر جونگکوک ) رفتن و قصد کشت مادر جونگکوک رو داشتن و موفق شدن . جونگکوک هم سال ها بعد وقتی ۲۵ ساله شد جانشین پدرش شد و انتقام مادرشو از یونجون گرفت ،
جونگکوک یک فرد با تجربه رو برای تعقیب کردن پدر یونجون استخدام کرد . فردی که اطلاعات دقیق پدر یونجون رو دونه به دونه میگفت ، دقیق و با تجربه و مرموز بود . طوری که هیچ کس شک نمیکرد حتی پدر یونجون ، بعد روز ها یه موقعیت خوب گیر اومد و جونگکوک به همراه تهیونگ و شوگا ( دو نفر از باند مافیاش) به سراغ پدر یونجون رفتن . جونگکوک کُلتش رو در آورد تیر هاش رو چک کرد ، و با دو تیر کُلت تو مغز پدر یونجون انتقام مادرشو گرفت .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، ممکنه بهش آسیب برسه
تهیونگ : تو نگرانشی؟؟
جونگکوک بدون مکث با لحن آروم گفت :آره
جونگکوک سمت در حرکت کرد و ....
ههههههه خماریییییی 🌚🎀
پارت : 15
جونگکوک: حق نداری آقای کیم
یونجون: تو هم حق نداری بگی چیکا کنم چیکار نکنم ( با داد )
و بعد رفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داستان دشمنی جونگکوک و یونجون
یونجون دشمن جونگکوک بود و پدرهاشون هم با هم مشکل داشتن.
دلیل این مشکل ها و اختلافات پدر یونجون بود چون داخل یکی از ماموریت هاش به باند اژدهای سرخ ( باند مافیا پدر جونگکوک ) رفتن و قصد کشت مادر جونگکوک رو داشتن و موفق شدن . جونگکوک هم سال ها بعد وقتی ۲۵ ساله شد جانشین پدرش شد و انتقام مادرشو از یونجون گرفت ،
جونگکوک یک فرد با تجربه رو برای تعقیب کردن پدر یونجون استخدام کرد . فردی که اطلاعات دقیق پدر یونجون رو دونه به دونه میگفت ، دقیق و با تجربه و مرموز بود . طوری که هیچ کس شک نمیکرد حتی پدر یونجون ، بعد روز ها یه موقعیت خوب گیر اومد و جونگکوک به همراه تهیونگ و شوگا ( دو نفر از باند مافیاش) به سراغ پدر یونجون رفتن . جونگکوک کُلتش رو در آورد تیر هاش رو چک کرد ، و با دو تیر کُلت تو مغز پدر یونجون انتقام مادرشو گرفت .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جونگکوک : نمیتونم از ات دوری کنم ، ممکنه بهش آسیب برسه
تهیونگ : تو نگرانشی؟؟
جونگکوک بدون مکث با لحن آروم گفت :آره
جونگکوک سمت در حرکت کرد و ....
ههههههه خماریییییی 🌚🎀
- ۱.۴k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط