{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که هردقیقم وابسته به دقیقه توبود، من که حتی لباس تنم ب

من که هردقیقم وابسته به دقیقه توبود، من که حتی لباس تنم به سلیقه توبود...
من که دست هیچکسوباوجودم نمیگرفتم،توباعث شدی که توی قلبم نمیره نفرت...
رسیده وقت رفتن،هرچندمن ازدلت خیلی وقته رفتم...
دیدگاه ها (۷)

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

lost leaves/رمان جیمین

" ویو کوک "بعد از ناهار همه رفتیم توی اتاقامون لیا اومد تو و...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

استاد من ۲

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط