چقدر به ظهر مانده؟

چقدر به ظهر مانده؟

یکی از‌ نوه‌های امام(ره) نقل می‌کند ‌شب آخر که در حالت بی‌هوشی بودند،‌ ‌یکی از دکترها رفت بالای سرشان و گفت: برای اینکه آقا را شاید به وسیله نماز بشود‌ ‌به هوش بیاورد، گفت: آقا! وقت نمازه...

همین که گفت وقت نمازه، آقا به هوش آمدند و‌ ‌نمازشان را با اشاره دست خواندند از صبح آن روز هم مرتب از ما سؤال می کردند که‌ ‌چقدر به ظهر مانده، چون خودشان ساعت دم دستشان نبود و آن قدرت را نداشتند که به‌ ‌ساعت نگاه کنند یک ربع به یک ربع از ما می پرسیدند، نه به خاطر اینکه نمازشان قضا‌ ‌نشود، به خاطر اینکه نماز را اول وقت بخوانند ‌...

برداشتهایی از سیره امام خمینی، جلد ۱، صفحه ۳۳۱
#تاخدا
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

فاصله یک لبخند تا جنون

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

Part ¹¹ساعت 10:15+طبق لباسمون یه آرایش ملیح کردیم لباس من زر...

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

پارت ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط