گفتم :

گفتم :
"بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه"
نفس عمیقی کشید و گفت :
"یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه"
گفتم :
ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
گفت :
بودنِ بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه ....
دیدگاه ها (۴)

*کپشن مهم/اگه کپشن نخونی یعنی بایستو دوست نداری😁چه عجب ویو ه...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

پارت اخر

چند پارتی

🐯💕~ تهیونگ با دوستش رفته بودن غذاخوری و بانویی که اونجا کار ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 33صبح روز بعداِما هنوز صبحانه اش رو ت...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۵: شروعِ یه زندگیِ جدید!هنوز تو شوکِ آزمون بودم که بالا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط