بعضیا واسه عیددیدنی

بعضیا واسه عیددیدنی
یه خانواده میره خونه یکی
بعد با اون یکی میشن دو تا میرن خونه سومی
سومی هم باهاشون هم گام میشه میرن خونه چهارمی
و این داستان ادامه داره
تا جایی که میشن یه سپاه عظیم
حمله های خانمان سوز انجام میدن
میزبان آخری بخت برگشته، تا سالها خونش به حالت اول برنمیگرده😄 😂
دیدگاه ها (۲)

هوش مصنوعی هم فهمید ایرانیا چشم و همچشمی دارن. عبارت دیگه‌اش...

این ادامه اونه دی اورو میبرن بیمارستان همه میرن عیادتش تازه ...

﷽🔽آدما‌ اول شروع میکنن ب حرف زدن بعد احساس خوبی بهشون دست م...

با جماعتی طرفیم که؛● بزرگترین افتخارشون یه جامه که پرچم مالز...

۳ ماه گذشته و میرن برا تعین جنسیت انیا: هوف... واقعا استرس د...

پارت [43]خلاصه شب بودو گرفتن خوابیدننننتهیونگ:ا/ت دوست دادما...

بخوووووووووونیدسلامیه سلام پر از آه و افسوس جدایی ...یه سلام...

عشقا اون رمان قبلیم رو میخوام تا چند وقت دیگه ادامه اش رو بز...

جغد کوچولوی من🦉: part: 13. ارسلان: نیکا: هوف این کجا موندارس...

👇 👇 👇 👇 دوتا رفیق بودن یکی یزدی و یکی اصفهانییزدیه اسمش محمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط