{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت ۱۴۲

شراب سرخ پارت ۱۴۲

#red_wine🍷#red_wine🍷

لبم را از شرم گازی گرفتم و خواستم دور بزنم و کارم را تمام کنم که ناگهان نفهمیدم چه شد و لبش روی لبم قرار گرفت و طعمه را شکار کرد..
با عطش به جان لبانم افتادم..
و بوسه های پر حرارت و دلچسب‌اش را روی لبانم کاشت
لب پایینم را به دندان گرفت و گزید
زبان داغ و خیس‌اش را داخل دهانم فرو برد
مکی به زبانش زدم و دستانم را دور گردنش پیچیدم
کمرم را چنگ زد و فاصله بین بدن هایمان را به صفر رساند..
با شهوت لب میگرفت و عمیق و پر صدا مک میزد
پیشانی‌ام را روی پیشانی‌اش نشاند و هر دو نفس زنان در آغوش همدیگر رفع دلتنگی کردیم..
بهت زده پرسیدم: اینقدر تحریکت میکنه؟
قبل اینکه او یا من حرفی بزنیم، صدای سرفه نامجون بود که سعی داشت اعلام حضور کند: اهم اهم... ببخشید مزاحم اوقات شریف‌تون شدم اما اینا رو بزارین برای شب توی تخت خواب.. بهتره بیاین پایین الان مهمون‌مون میرسه..خوبیت نداره منتظر بزارین مهمون خونتونو.
متعجب رویم را به سمت تهیونگ سوق دادم: مهمون؟ کیه ؟
متعجب و پرسشگر به سمت خانم بزرگ برگشتم..
خانم بزرگ لبخندی ژکوند زد و خطاب به تهیونگ چیزی گفت که من تمام نبض هایم نشست کرد: بهش نگفتی داری ازدواج میکنی؟!

ادامه دارد....
like 40

comments 46

استوری حتما چک بشه
دیدگاه ها (۵۶)

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁷کوک: دروغ گفتم و درضمن من از قصد لیا رو تو...

کپشن مهمه🎀😭عروسک من😈🔞پارت سیزدهم رفتم تو اوففف رید به نقشه ا...

part : 17سعی میکردم بغض توی گلومو از بین ببرم ... دلم برای پ...

پارت ۳۱

شیپ ساسوکه و ناروتو

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁷روزِ ...

چند پارتی بازی ممنوع

Eighteen

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط