*​«ویلبر»*

*​«ویلبر»*

​یه پیرمردِ ۸۱ ساله‌ی تنها که کلِ عمرش رو غرقِ کار و کتاب‌فروشی بوده؛ اما درست دمِ مرگ، با یه قطار مرموز روبرو می‌شه که قراره ببرتش به ایستگاهِ حسرت‌ها و انتخاب‌های گذشته‌ش🕯... ایستگاهی که همه‌چیز رو براتون رو می‌کنه!









#کتابخانه_نیمه_شب #قطار_نیمه_شب #معرفی_کتاب
دیدگاه ها (۰)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

dark life = ۳۷

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۴اسلاید ۲ رو ببین و تصور کنساعت ۱...

╭─────────────── 🎀💜🎀 ───────────────╮🥹🦋 رمان‌خونای قشنگم، یه...

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

انگلیسی حرف زدن سونگمین خیلی نازه🥹❤️👤: میشه قلب درست کنی؟🐶: ...

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

پارت شانزدهم سبز یشمی زیر باران«نایک باید ظرف چهل‌وهشت ساعت ...

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط