{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی

عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی
در کنار احساسی از باران ، لطافت را از برگ جدا شده از گل هم میشود فهمید
احساست را برای لحظه ای به آفتاب هم ببخش که گرمی را به تو می بخشد
احساس را باید در قابی از عقل گذاشت و عاشقانه به آن خیره شد …
دیدگاه ها (۱)

همه ی کوچه ها را گشته ام ایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک ها کاف...

با زنت شوخی کن… سر به سرش بگذار … از غذایش بچش… از دستپختش ت...

مثل عکاســی ماهر نگاهت میکنم… از نزدیک ترین زاویه ممکن، و سر...

مرﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﻨﺰ ﺳﯿﺎﻩ ! ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘ...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²³﴿ویو ات﴾تمام زنگ آخر، فقط به حرف سراید...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

پارت سوم(عکس اول لباس آسا،عکس دوم لباسی که سئومی برداشت،عکس ...

پارت دو تک پارتی

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط