مادربزرگ می گفت

مادربزرگ می گفت
چربی را برایم قدغن کرده اند،
نمک،
قند،
گوشت،
همگی برایم قدغن شده،
یکباره بگویید خدایی نکرده بمیرم راحت شوم!
او نمی دانست که من خاطره را قدغن کردم،
عکس را قدغن کردم،
عطر را،
آهنگ را،
نگاه را،
آیینه را،
حالا هم هزاران سال است که مرده ام...
اما هنوز راحت نشده ام!
#textgraphy #text#ulzzang #pinkgirl
دیدگاه ها (۵۲)

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت،...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گوشت،...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند ، نمک ، قند ، گو...

مادربزرگ می گفت: چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت،...

-مادربزرگ می‌گفت:چربی را برایم قدغن ڪرده‌اند،نمڪ، قند، گوشت،...

یه اتاق تاریک و یه مشت کاغذ خط خطیساعت چه تند میگذره ده زنگ ...

##فنجانی_چای_باخداقسمت پنجاه دوترس، همزادهِ آن روزهایم شده ب...

یه اتاق تاریک و یه مشت کاغذ خط خطی!ساعت چطور میگذره ده زنگ ب...

چرا آقای لاریجانی را در شهر قم دفن کردند؟چند روز پیش با دو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط