مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند نمک قند گو

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گوشت، همگی برایم قدغن شده، یکباره بگویید خدایی نکرده بمیرم راحت شوم!
او نمی دانست که من خاطره را قدغن کردم، عکس را قدغن کردم، عطر را، آهنگ را، نگاه را، آیینه را، حالا هم هزاران سال است که مرده ام...
اما هنوز راحت نشده ام!

#عطر_چشمان_او
#روزبه_معین
دیدگاه ها (۰)

هرجا غمی‌ست بر دل من می‌کند دچاردانسته روزگار که مردِ تحمّلم...

"تنهایی" خیابانی استکه با تو از آن عبور می کنماما در میانِ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط