مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند نمک قند گو

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گو

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گوشت، همگی برایم قدغن شده، یکباره بگویید خدایی نکرده بمیرم راحت شوم!
او نمی دانست که من خاطره را قدغن کردم، عکس را قدغن کردم، عطر را، آهنگ را، نگاه را، آیینه را، حالا هم هزاران سال است که مرده ام...
اما هنوز راحت نشده ام!

#عطر_چشمان_او
#روزبه_معین
دیدگاه ها (۰)

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت،...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت،...

مادربزرگ می گفت: چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت...

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند ، نمک ، قند ، گو...

-مادربزرگ می‌گفت:چربی را برایم قدغن ڪرده‌اند،نمڪ، قند، گوشت،...

.اصل داستانِ مردِ بی‌باسَن برای سوسن بود. من هفت ساله بودم ی...

جلوی آینه موهایم را شانه کنم ..روسری آبی ام را بپوشم و آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط