{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گو

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند. نمک، قند، گوشت، همگی برایم قدغن شده، یکباره بگویید خدایی نکرده بمیرم راحت شوم!
او نمی دانست که من خاطره را قدغن کردم، عکس را قدغن کردم، عطر را، آهنگ را، نگاه را، آیینه را، حالا هم هزاران سال است که مرده ام...
اما هنوز راحت نشده ام!

#عطر_چشمان_او
#روزبه_معین
دیدگاه ها (۰)

دنیا جای عجیبی است!راست میگفت مادر که هرچه داده یکی یکی پس م...

من اگر سؤال کردم چه سؤال نابجاییتو اگر سکوت کردی چه جواب دلر...

هرجا غمی‌ست بر دل من می‌کند دچاردانسته روزگار که مردِ تحمّلم...

"تنهایی" خیابانی استکه با تو از آن عبور می کنماما در میانِ ر...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

سفیر کبیر Grand Ambassador

---## راوی: میتسوریفردا شد.از دیشب تا حالا، هزار بار گوشی‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط