{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گو

مادربزرگ می گفت چربی را برایم قدغن کرده اند، نمک، قند، گوشت، همگی برایم قدغن شده، یکباره بگویید خدایی نکرده بمیرم راحت شوم!
او نمی دانست که من خاطره را قدغن کردم، عکس را قدغن کردم، عطر را، آهنگ را، نگاه را، آیینه را، حالا هم هزاران سال است که مرده ام...
اما هنوز راحت نشده ام!



#روزبه_معین
دیدگاه ها (۷)

ﺁﻩ ﺩﮐﺘﺮ! ﺳﺮِ ﻣﻦ ﺩﺭﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﺑﺮﻩ ﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺍﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﺮﮔﯽ ﺷﺪ...

در نمازِ شبِ من چشم تـــو دیدار من استسجده بر شانه‌ی تو مشغل...

شیطون کوچولوی من

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط