{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

jinus p46

با تعجب به اخمای درشت ات زل زد

" چیکار میکنی؟" jk

سمت کت سبز بی روح اسپرتی که گوشه کاناپه افتاد بود رفت و با حرص لب زد

" صد بار بهت گفتم این کت وامونده رو از تنت در نیار" a,t

زیر لب حرف های نافهمومی بیان می‌کرد و با دیدن چهره پر از خنده جئون جوش آورد

" به چی میخندی ؟" a,t

" تو حسودیت شده!" jk

خندید و سمتش رفت ، کت رو تنش کرد و زیپ رو تا ته بالا کشید

"من حسودی نمیکنم ، من برای کار کردن به آرامش نیاز  دارم که جنابعالی با کارات ازم میگیریش!" a,t

سریع پشت میز نشست و نفس عمیقی کشید
لیوان آب روی میزش رو یک ضرب بالا رفت و سعی کرد زیر نگاه پر از تمسخر جئون آروم باشه
خودش هم نمی دونست برای چی انقدر حرصی شده و تمام بدنش داره میسوزه
دکمه های کتش رو باز کرد و روی صندلی انداخت

" که‌ میگفتی حسودی نمیکنی اره؟" jk

اخم کرد و وانمود کرد داره برگه ها رو میخونه
با جلو اومدن جئون نفس کلافه ای کشید

" از کی تا حالا آدما نوشته رو بر عکس میخونن؟" jk

لب باز کرد که انگشت روی لب هاش نشست
آروم روی صندلی خم شد و چیزی نمونده بود تا به لب هاش برسه که دست های ات مانع شد

نگاه خمارش رو به چشمای خشمگین ات داد و فاصله بین ابرو هاش رو بوسید ، زیر گردنش رو بوسید و آروم بلندش کرد ، خودش نشست و اونم روی پاهاش نشوند و مشغول بوسیدن لب هاش شد
با خوردن تقه ای به در محکم هولش داد و از روی پاهاش بلند شد

سمت در رفت و جلوی چشمای متعجب و اما خمار جئون گذشت ، می دونست که وجودش له له میزنه واسه ادامه دادن
در و باز کرد و قامت مرد درشت هیکلی داخل ظاهر شد ، لبخند درشتی روی صورتش بود و دستی سمت دختر دراز کرد
با لبخند جواب رو داد و اشاره به کاناپه کرد

"بفرمایید" a,t

هر دو نشستن و توجهی به نگاه تیز جئون نداشت

" خانم پارک ، سود سهام شرکت داره افت میکنه ، من مردی رو میشناسم که در حال حاضر خیلی شیفته شرکت شما شده ، اگر توافق کنید با هم قرارداد ببندیم"

کمی فکر کرد و لب باز کرد

" هنوز مطمئن نیستم آقای کیم ؛ شرایط فعلیم خیلی درهمه نیاز به فکر دارم اگر ایشون رو ببینم شاید نظرم عوض بشه" a,t

" حتما! قرار ملاقات شما رو تنظیم میکنم "

"ممنون ، چیز دیگه ای هست بخوای بگی ؟" a,t

" راستش امروز صبح زود یه خانم میانسال اومده بود دنبال شما می گشت ، هنوزم فکر کنم اینجان"

" بهش بگو بیاد داخل " a,t

سری تکون داد و بلند شد ، همزمان باهاش بلند شد و جلو رفت

" خیلی ممنونم که به شرکت رسیدگی میکنی" a,t
دیدگاه ها (۱۵)

تکپارتی جونگ کوک

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

Last leaves/رمان جیمین

پارت ۱۹۵

چندپارتی تهیونگ

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

Part 3

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط