رقص زیر نور ماه (پارت ۱۴)

مجری: خب خب اعلام میکنم جایزه برنده بهترین دنسرای سال تعلق میگردد به.........دنسرای.......دنس.......
ینی داشتم سکته میکردم صدای ضربان قلبم که بی شک رو ۲۰۰ بود رو حس میکردم
مجری: دنس عشق؟
تعداد متوسطی دست زدن
بغض کرده بودم ینی چییییییی
گریه گرف جیهوپ بغلم کرد، آروم تو بغلش گریه میکردم
هوپی: عشقم، اشکال نداره عزیزم
ات: تو که یکی از بهترین دنسرایی قطعا من کم‌کاری کردم نبردیم
هوپی: نه عزیزم اینطوری نیس
رفتیم خونه مستقیم رفتم رو تختم و خوابیدم

// فردا //
کلاس داشتم پاشدم و بدون صبحانه و حرف رفتم کلاس
سوهی: دیدی نبردی؟
ات: یا میبندی دهنتو یا میزنم
سوهی: اوهو نه بابا
خوابوندم تو گوشش
هوپی: اتتتت؟؟؟ *مثلا انتظار نداشت*
سرم رو پایین گرفتم و رفتم رختکن هوپی اومد دنبالم
هوپی: ات، ات یه لحظه وایسا
ات: بله؟
هوپی: درخواست دادن دوباره بریم مسابقه
ات: چرا؟
هوپی: سری قبل اشتباه شده بود
ات: خب کی؟
هوپی: امشب
ات: پوووفففف باش
گونمو بوسید، لبخند زدم

// شب //
مجری: شب گذشته یه اشتباهی رخ داد و تقلبی پیش اومد ولی درست شد، برنده ما کسی نیست جز.........
همه منتظر بودن
مجری: رقص زیر نور ماه
همه پاشدن و به افتخار ما دست زدن
اشک تو چشمام جم شده بود هوپی رو محکم بغلم کردم اونم منو بغل کرد
زود اشکمو پاک کردم و جایزه رو گرفتیم
بعد چن دقیقه ازمون مصاحبه کردن
مجری: دنس رو از کجا آوردین؟
جیهوپ: خب واقعا از ات ممنونم که همچین دنس بی نظیری رو طراحی کرد
مجری: واوووو آفرین بهت عالی بود
ات: ممنونم
مجری: چه نسبتی باهم دارید؟
انتظار داشتم بگه شاگرد بنده هستن اما...
جیهوپ: همسر آیندم *نگاه به ات*
داشتم بال درمیاوردم
مجری: چقدر برای تمرینش زمان گذاشتین
جیهوپ: یک هفته حدودا روزی ۱۰ ساعت
مجری: پس قطعا لایق این جایزه بودین
ات و جیهوپ: ممنون

// ویو راوی //
مصاحبه تموم میشه و خلاصه همه به ات و هوپی تبریک میگن و یه ماه بعدم عروسی میکنن و تا ابد با خوبی و خوشی زندگی میکنن


🕺🏻🌕////////// پایان //////////🌕💃🏻

چطور بود؟🍓❤️
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
دیدگاه ها (۳۰)

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

وقتی درسش بد بودو ..

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط