{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#درخواستی

#درخواستی
پارت۲
که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بیرون با چشمایه خستع و خوابالو..ات رفت در رو باز کرد که دید پی دی نیمم اومده( د آخه چی میشد نمیومدی🔪)

پی دی نیم: سلاممم پسرااا... سلامم ات..عاا ببخشید الان اومدم پیشتون راستش میخاستم یه چیزی بگم و برم

ات: بفرمایید؟

پی دی نیم: راستش قراره یکی دیگه هم وارد گروه بشه

جونگکوک: چی؟

پی دی نیم: راستش اون خیلی استعداد داره به نظرم که خوبه..خب دیگه من رفتم فردا اون رو میارم تا ببینیدش

همه: خداحافظ

پی دی نیم: خداحافظ

اعضا خوشحال بودن که قراره یه عضو دیگه وارد گروهشون بشه به غیر از ات.. خودشم نمیدونست چرا انقدر از این موضوع بدش میاد..انگار حس میکرد که قراره یه اتفاقی بیوفته..شوگا متوجه چهره ات شد و لب زد

شوگا: ات تو خوشحال نیستی؟

ات: نه بابا اتفاقاً خیلیم خوشحالم فقط یه زره خوابم میاد و گیج شدم میرم بخوابم شب بخیرررر

اعضا: شبب بخیرررر

فردا_____
ات طبقه معمول زودتر از همه آماده شده بود و همرو از خواب بیدار کرده بود و اعضا هم داشتن غر میزدن

جین: د آخه چرا هیچکس به غیر از منن آشپزی نمیکنههه؟؟؟

ات: عاااا جین هیونگ خودت خوب میدونی که من اگه وارد آشپزخونه بشم چه اتفاقی میوفته 😃

جین: راضی شدم 🗿

اعضا خندشون گرفت که دوباره صدای در اومد..نامجون رفت در رو باز کرد..پی دی نیم بود..البته یه دختری هم کنارش بود

پی دی نیم: سلاممم به همگی..اهم اهم ایشون لی سوهی هستن عضو جدید...خب دیگه من رفتم

همه رفتن و خیلی آروم باهاش آشنا شدن.‌.سوهی خودشو از عمد یه آدمه خجالتی و معذب نشون میداد و همین باعث میشد که تنفر ات هزار برابر بشه

چند ماه بعد____
کم کم همچی تغییر کرد..دیگه هیچ آرمی برای حرکتای ات ذوق نمیکرد..دیگه هیچکس نبود برای زیبایش غش کنه..دیگه اعضا ازش تعریف نمی‌کردن....دیگه کسی نبود سرش غر بزنه یا قربون صدقش بره....انقدر هیت میخورد که وسط کنسرت بهش سنگ و گوشی پرت میکردن...ات هیچی نمیگفت...سوهی رسماً جای اتو گرفته بود و همه اتو فراموش کرده بودن و ات...برای اینکه دوباره همه دوسش داشته باشن ۲۴ ساعت بدونه هیچ خواب و غذایی تمرین میکرد ولی بی نتیجه بود...رفت سمته دستشویی که سوهی هم اومد پیشش

ات: چی میخای؟

سوهی: هه چیه؟؟ ناراحتی که جاتو پر کردم یا ناراحتی که هیچکس دوست نداره

ات: از جلوی چشمم گمشو تا همینجا تیکه تیکت نکردم( عربدع)

سوهی: تو نمیتونی هیچ غلطی بکنی قبول کن ( خنده)

اعضا با صدای ات به سمته دستشویی رفتن..سوهی صدای پاهای اعضا رو شنید و یه چندتا شیشه کوبوند تو صورتش و ات شیشه هارو از سوهی گرفت تا دیگع ادامه نده که یهو.....

چطور بود ؟
شرط پارت بعد ؟
۶۰ لایک
۵۰ کامنت
۱۱ بازنشر
بمونین تو خماریییییییی 😝
دیدگاه ها (۶۹)

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

درخواستی#وقتی عضو هشتمی و یکی دیگه وارد گروه میشه (عضو نهم) ...

پس دیگه هیچوقت نگین بعدا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط