{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزهای زیادی باهم عاشقی کردیم

روزهای زیادی باهم عاشقی کردیم


روزهای زیادی هر نفسی که کشیدم یادم اومد که تو نفسم شده ای


روزهای زیادی  در دلم آروم آروم رشد کردی و بالیدی .


اکنون روزهای کمی تا پایان راهمان مانده ،


پایانِ راهِ  نه ماهه دو نفرمان که آغاز راه دیگریست،


راهی روشن که پذیرای گامهایِ گوچکِ دورانِ کودکی ات خواهد بود .


و بسترِ گامهایِ بزرگِ آینده ات را خواهد ساخت.


روزهایی که گذشت خوب بود ، با همه سختی هایش شیرین بود


در عین عجیب و غریب بودنش.


احساس اولین روزهای مادری ،


اولین تکانهایت و خیلی اولین های دیگر هیچ گاه فراموش نخواهد شد.


سر به روی شانه های مهربانی خدا گذاشته ام .


دفتر سرنوشتت را خود مهربانش نوشته


و من میدانم که بهترین را برایت و برایمان میخواهد.


به مهربانی بی حدش که فکر میکنم ارامش عمیقی وجودم را میگیرد


حتما تو هم حس میکنی این لحظه های ناب را ...


حال خوش این لحظه هایم را از تو دارم و تورا از لطف بیکران خدای خوبم


شاکر اویم که تورا به من عطا کرده ...


هر لحظه هزار بار شکرت ای خالق خوب اسمانها
#
میکشم دست نوازش بر سرت....

یه تجربه دو نفره شیرین دیگه ....


گل پسرم

کنار بابایی نشسته بودم دستم رو دلم بودو نوازشت میکردم یهویی زیر دستم سفت شد


دقیقا انگار که سرتو اوردی به سمت دست من


اروم لمست میکردم ... خیلی اروم ...


و تو این بررسی ها اندازه سرتو  تخمین زدم ! به اندازه یه پرتقال شایدم بزرگتر


با یه لبخند کش اومده هی داشتم نازت میکردم و قربون صدقه ات میرفتم


آروم آروم شروع کردی به حرکت


ولی من که دلم نمیومد دستمو بردارم


منم باهات اومدم دستمو همچنان رو سرت تکون میدادم تا جایی که دیگه قابل لمس نبود


دلم از عشقت پره ... لبریزه .... بیا و عاشق ترم کن


من بیصبرانه منتظرتم عزیزم .
دیدگاه ها (۳)

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

Part 2

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

سناریو از کورو

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۷✦شب ویو✦ات ویو تو خونم محض احتیاط چنتا دوربین مخفی گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط