#تکپارتی#چندپارتی#رمان#سناریو

#تکپارتی#چندپارتی#رمان#سناریو
#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فلیکس#سونگمین#جونگین

#رمان#مافیایی#لینو#استری #تکپارتی

☆----دزد فرشته------☆                 
• #Part_3

+ از دانشگاه زدم بیرون رفتم سوار ماشین شدم، دکمه مخصوص روشن شدنشو زدم ولی هرکاری کردم روشن نمیشد

کاپوتو زدم زدم بالا هرکاری کردم نتونستم درست کنم بغل خیابون نشستم
حالا به لوکاس زنگ بزنم یا اسنپ خب معلومه تا داداشی داری غم نداری

+الوووو میمونمم

=چطوری جوجه

+خوبم خره میگم سوکاس کجایی

=از شرکت زدم بیرون میخوام سوار ماشین شم بیام خونه چطور مگه چیزی شده؟

+نه داداشیی فقط ماشینم خراب شده هرکاری میکنم نمیتونم روشنش کنم میتونی بیای دنبالم!؟

= حالا بزار فکرامو بکنم

+عههه خر اذیت نکن جلو دانشگام بیا دنبالم

= شوخی کردم بابا نخورم حالا باش منتظر باش الان میام

+اوکیی میمون درختی بای

= بای

+کنار جدول نشسته بودم منتظر لوکاس یدفعه ی ون مشکی جلوم قرار گرفت تا سرمو اوردم بالا یکی دستشو گذاشت رو دهنمو کشون کشون منو به سمت ون میبرد
هرچی تقلا کردم سعی کردم جیغ بزنم نشد چون دستش رو دهنم بود، سعی کردم جیغ بکشم ولی فایده یا نداشت پس
دستشو گاز گرفتمو با پام زدم توی نا کجا ابادش
بچه یک صدم ثانیه رنگ عوض کرد ی دستش تو دهنش بود تا صدای دادش گوش فلکو کر نکنه ی دست دیگشم ی جا دیگه

گارد سامورایی‌گرفته بودم که یکی از پشت گرفتمو بردنتم سمت ماشین که یه مرد جذابی روبه روم. نشسته بود

•----<>✨️♥️<>----•
دیدگاه ها (۴)

ترکم نکن

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_79بعد از کلاس خارج شد ..سپنت...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

فیک تهیونگ

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

چند پارتی (درخواستی)

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت سومویو تهیونگ:جشن تموم شده بود، ام...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط