سناریو (درخواستی)

نامجون:
(چشماش گرد می‌شن، سعی می‌کنه خودش رو خونسرد نشون بده ولی زیر لب می‌گه)

"این اصلاً تو لیست اجرا نبود... وایسا ببینم، این داشت چی می‌گفت؟!"

جین:
(دستش رو می‌ذاره رو دهنش، شوکه)

"یعنی چی؟! تو به مادرم قسم خوردی؟! سرم داره گیج میره!"
فقط دنبال یه دلیل می‌گرده که بخنده تا فضا رو عوض کنه.

یونگی:
(آروم تو خودش می‌خنده، انگار خوشش اومده)

"خب، حداقل رپش قوی بود... ولی باید سانسور می‌کردی لعنتی!"

جیهوپ:
(چشماش از شدت شوک درشت می‌شن، با خودش می‌گه)

"نه نه نه نه نه، الان وایرال می‌شیم، دیگه نمی‌تونم برم سئول‌مال خرید کنم!"

جیمین:
(با لبخند مصنوعی و نگاه مضطرب به دوربین‌ها)

"همه‌چی خوبه آرمی؟ هه... ا/ت فقط داره شوخی می‌کنه، نه؟"
شروع می‌کنه یه‌جوری به ا/ت اشاره می‌کنه که یعنی "تمومش کن دیگه!"

تهیونگ:
(اول نمی‌فهمه چی گفتی، بعد که می‌فهمه...)

"هیچی نگم بهتره... فقط بزارم قیافه‌م بامزه باشه تا ملت تمرکزشون پرت شه!"

جونگ کوک:
(از شدت خنده خم می‌شه، ولی سریع جمع‌وجور می‌کنه خودش رو)

"امیدوارم مامانم نبینه... ا/ت تو دیوونه‌ای!"
با گوشی خودش درحال ضبطه چون می‌دونه قراره ترند شه.
دیدگاه ها (۸)

🖤 اولین برخورد جونگ‌کوک و ا/تچند ماه قبل، توی یک مراسم خانوا...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

#سناریو وقتی بازوشو گاز میگیریمنامجون: اول خشکش می‌زنه و با ...

#سناریو #اد__𝑱𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 🍙🖤وقتی تو خواب نفسمون بالا نمیاد و اونا ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

وقتی اعضای BTS مشغول کارن و تو مدام می‌ری می‌بوسیشون 💋 نامجو...

هم اتاقی من

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

😭💀 سناریو بی‌تی‌اس وقتی از شدت ذوق و شیطنت، گرنمو جوری گاز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط