سناریو (درخواستی)
نامجون:
(چشماش گرد میشن، سعی میکنه خودش رو خونسرد نشون بده ولی زیر لب میگه)
"این اصلاً تو لیست اجرا نبود... وایسا ببینم، این داشت چی میگفت؟!"
جین:
(دستش رو میذاره رو دهنش، شوکه)
"یعنی چی؟! تو به مادرم قسم خوردی؟! سرم داره گیج میره!"
فقط دنبال یه دلیل میگرده که بخنده تا فضا رو عوض کنه.
یونگی:
(آروم تو خودش میخنده، انگار خوشش اومده)
"خب، حداقل رپش قوی بود... ولی باید سانسور میکردی لعنتی!"
جیهوپ:
(چشماش از شدت شوک درشت میشن، با خودش میگه)
"نه نه نه نه نه، الان وایرال میشیم، دیگه نمیتونم برم سئولمال خرید کنم!"
جیمین:
(با لبخند مصنوعی و نگاه مضطرب به دوربینها)
"همهچی خوبه آرمی؟ هه... ا/ت فقط داره شوخی میکنه، نه؟"
شروع میکنه یهجوری به ا/ت اشاره میکنه که یعنی "تمومش کن دیگه!"
تهیونگ:
(اول نمیفهمه چی گفتی، بعد که میفهمه...)
"هیچی نگم بهتره... فقط بزارم قیافهم بامزه باشه تا ملت تمرکزشون پرت شه!"
جونگ کوک:
(از شدت خنده خم میشه، ولی سریع جمعوجور میکنه خودش رو)
"امیدوارم مامانم نبینه... ا/ت تو دیوونهای!"
با گوشی خودش درحال ضبطه چون میدونه قراره ترند شه.
(چشماش گرد میشن، سعی میکنه خودش رو خونسرد نشون بده ولی زیر لب میگه)
"این اصلاً تو لیست اجرا نبود... وایسا ببینم، این داشت چی میگفت؟!"
جین:
(دستش رو میذاره رو دهنش، شوکه)
"یعنی چی؟! تو به مادرم قسم خوردی؟! سرم داره گیج میره!"
فقط دنبال یه دلیل میگرده که بخنده تا فضا رو عوض کنه.
یونگی:
(آروم تو خودش میخنده، انگار خوشش اومده)
"خب، حداقل رپش قوی بود... ولی باید سانسور میکردی لعنتی!"
جیهوپ:
(چشماش از شدت شوک درشت میشن، با خودش میگه)
"نه نه نه نه نه، الان وایرال میشیم، دیگه نمیتونم برم سئولمال خرید کنم!"
جیمین:
(با لبخند مصنوعی و نگاه مضطرب به دوربینها)
"همهچی خوبه آرمی؟ هه... ا/ت فقط داره شوخی میکنه، نه؟"
شروع میکنه یهجوری به ا/ت اشاره میکنه که یعنی "تمومش کن دیگه!"
تهیونگ:
(اول نمیفهمه چی گفتی، بعد که میفهمه...)
"هیچی نگم بهتره... فقط بزارم قیافهم بامزه باشه تا ملت تمرکزشون پرت شه!"
جونگ کوک:
(از شدت خنده خم میشه، ولی سریع جمعوجور میکنه خودش رو)
"امیدوارم مامانم نبینه... ا/ت تو دیوونهای!"
با گوشی خودش درحال ضبطه چون میدونه قراره ترند شه.
- ۹.۸k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط