هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدم
با زبان زخم زدی دشنه زدی خندیدم
معنی تک تک رفتار تو را میفهمم
ساده لوحیست بگویم که نمیفهمم
غرق تردید شدم باز تحمل کردم
تا زمانی که به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند نمیترسیدی
تو نترسیدی و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم،لب از آن درد از آن بی مهری
تو جفا کردی و من هیچ نمیپرسیدم
عاقبت سرد شدم خسته شدم یخ کردم
مثل خورشید،غروبی که نمیتابیدم
اشکهای دل من از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگی قلب خودم رنجیدم...تنهاترین...
دیدگاه ها (۶)

هرچه کردی به دلم باز تورا بخشیدم با زبان زخم زدی،دشنه زدی،خن...

رمان عشق ممنوع

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part77رفتم و کنارش نشستم مامانم اومد نشست که ...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط