(((( عشق ممنوعه ))))

(((( عشق ممنوعه ))))


پارت یازده


امیر : باشه) رفتم دنبالش ) پرهام داداش وایسا کجا
پرهام : نشنیدی چی گفت مگه دختری ک عاشقشم منو از خونش بیرون کرد
امیر : ببین وقتی یهویی بری و بعد ۱ سال برگردی انتظار چی داری  معلومه اینجوری میکنه بزار یکم بگذره خودش میاد سمتت بیا بریم برگشتنت رو جشن بگیریم
پرهام : من مجبور بودم برم بدون خداحافظی  امیدوارم همینطور ک میگی باشه  اوک بریم
امیر : فقط من بابام خونمو  سر یه سری چیزا گرفته فعلا بریم خونه تو
پرهام : باشه عب نداره بریم خونه من اما سارینا هم هست در جریان باش ک بعدا نگی نگفتی
امیر : اوف  چقدر کنه این دختر
پرهام : ما کاریش نداریم بیا
شادی : با دیدن پرهام همه دردام یادم افتاد همه اون لحظه هایی ک نبود و گریه هام  وقتی به تین چیزا فکر میکردم خود به خود اشک از چشمام میومد
پریا : شادی درو باز کن
شادی : ولم کن
پریا : درو باز کن  حرف بزنیم چیشده چرا اینجوری کردی آخه
شادی : درو باز کردم ) پریا توقع چی داشتی ها فک کردی بعد از اینکه رفت و بعد از ۱ سال برگشته میپرم بغلش یا مثل اول باهاش رفتار میکنم  من نمیتونم غرورم و زیر پا بزارم نخیرم از این خبرا نیس
پریا : شادی حتما دلیل داشته  تو حتی نزاشتی توضیح بده بهت
شادی : من جلو خودشم گفتم لازم نیست چیزی رو توضیح بده ما ک با هم نسبتی نداشتیم و نداریم و نخواهیم داشت
پریا : چرا اینقدر تو کله شقی  کاریتم نمیتونم بکنم
زندگی خودته فقط کاری نکن ک بعدا پشیمون شی 
پرهام : بیا داداش بیا تو
سارینا : پریدم بغل پرهام ) سلام عشقم
پرهام : سلام
امیر : سارینا میشه بری بیرون
سارینا : ب تو چه آخه
پرهام : سارینا برو بعدا میگم بیای پیشم
سارینا : واقعا که )و رفت
دیدگاه ها (۲)

عشق خیانت انتقام

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

رمان عشق ممنوع

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

ببخشید که دیر شد

The unwanted roommate _________________________ویو پارک یوری...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

پارت ۳

رمان : رفتار سرد

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط