The unwanted roommate
The unwanted roommate
_________________________
ویو پارک یورین:
یورین:«ها؟... چی.. یعنی چی نمیتونم؟ تنهایی بیرون برم...»
_«همین که شنیدی»
لبمو جمع کردم..
+«اما اینجوری که نمیشه من قول میدم دیگه مراقبع خودم باشم توروخدااااااا»
_«چون خیلی شوهره خوبی ام اجازه میدم با بادیگارد بری»
+«هوییییی من با اون دو تا گنده بک جایی نمیرم»
اومد دمه گوشم گفت
(بم)«میری خوبم؟ میری نکنه میخوای تو خونه حبس شی؟»
چاره ای نداشتم قبول کردم....
+«ایش باشه»
خنده ای کرد و اومد گوشه لبمو بوسید (بفرماییننننن)
از خجالت شکله لبو شدم...
کادو روزه دختر..
_________________________
ویو پارک یورین:
یورین:«ها؟... چی.. یعنی چی نمیتونم؟ تنهایی بیرون برم...»
_«همین که شنیدی»
لبمو جمع کردم..
+«اما اینجوری که نمیشه من قول میدم دیگه مراقبع خودم باشم توروخدااااااا»
_«چون خیلی شوهره خوبی ام اجازه میدم با بادیگارد بری»
+«هوییییی من با اون دو تا گنده بک جایی نمیرم»
اومد دمه گوشم گفت
(بم)«میری خوبم؟ میری نکنه میخوای تو خونه حبس شی؟»
چاره ای نداشتم قبول کردم....
+«ایش باشه»
خنده ای کرد و اومد گوشه لبمو بوسید (بفرماییننننن)
از خجالت شکله لبو شدم...
کادو روزه دختر..
- ۷۶۴
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط