میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد

میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد
چی گفت؟
گفت: جایی که داری میری
غرورت رو می شکنن،
و به احساس پاکت سیلی میزنن،
نکنه ناراحت بشی.
من تو کوله پشتیت
عشق گذاشتم، تا ببخشی...
خنده گذاشتم،
تا بخندی...
اشک گذاشتم ، تا گریه کنی...
و مرگ گذاشتم... ، تا بدونی دنیا ارزش ...
بدی کردن رو نداره. . .
دیدگاه ها (۵)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 6جین از وقتی اون پیام رو دیده بود مدام به رین...

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

(رز سرخ و سفید)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘part 2 سایه و وسوسهم.ل : لیویا چند سال ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۷ * پرش زمانی ب...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط