I'm not jealous
I'm not jealous
part 41
جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها گذاشت
آب دهنمو صدا دار قورت دادم و به طرف دیگه ای چرخیدم
چکار کنم دست خودم نیست کینه هستم
_مینجی
با شنیدن صدای تمام غمامو فراموش کردم و به سمتش چرخیدم
این اولین باری بود که اسممو صدا میزد
قلبم با شدت زیادی میکبوید
به حدی که احساس کردم الانه که صداش قبلمو بشنوه
صدامو صاف کردم و گفتم
+جانم..چیز..قلبم..نهههه..منظورم بله بود
قشنگ معلوم بود خندش گرفته
ولی سعی میکرد نشون نده
خب داداش یکمی بخند که دنیا قربون لبخندت بشه
_خب..من در مورد دوست پسرت نمیدونستم..پس..خب...
بگو دیگه برادر جان به لبم کردی
بگو که جیمین رو دوست داری
من با تمام وجود ازت حمایت میکنم
حتی اجازه میدم داداشم اگه عاشق جیمینه شکست عشقی بکنه
با چشمایی مشتاق بهش خیره شده بودم که سکوت رو شکست
_من معذرت میخوام
چییییی؟؟؟؟
الان جعون جونگکوک سردی که همه روش کراش داشتن از من معذرت خواهی کرد؟
البته باید هم میکرد
دختر به این خوشگلی حیف نیست ناراحت باشه
یهو رگ خود دوستیم بالا زد و گفتم
+همین؟
با چشمای سوالی بهم خیره نگاه کرد
چیه الان نکنه انتظار داری بگم برای اینکه ببخشمت باید دوست پسرم بشی
اگه میتونستم میگفتم ولی خب من هم غروری دارم
+خب برای معذرت خواهی بالاخره باید به چیزی بدی یا یه کاری کنی
احساس کردم چشمای درستش شیطون شد
چند قدم به سمتم برداشت
منم عقب رفتم
باز اومد
منم باز عقب رفتم
تا حدی که به یه درخت برخورد کردم
سرشو خم کرد که ناخودآگاه چشمامو بستم
آماده ی یه بوسه ی پرشور با طعم موچی توت فرنگی بودم
لبامو گرد کردم و منتظر بودم که شروع کنه
part 41
جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها گذاشت
آب دهنمو صدا دار قورت دادم و به طرف دیگه ای چرخیدم
چکار کنم دست خودم نیست کینه هستم
_مینجی
با شنیدن صدای تمام غمامو فراموش کردم و به سمتش چرخیدم
این اولین باری بود که اسممو صدا میزد
قلبم با شدت زیادی میکبوید
به حدی که احساس کردم الانه که صداش قبلمو بشنوه
صدامو صاف کردم و گفتم
+جانم..چیز..قلبم..نهههه..منظورم بله بود
قشنگ معلوم بود خندش گرفته
ولی سعی میکرد نشون نده
خب داداش یکمی بخند که دنیا قربون لبخندت بشه
_خب..من در مورد دوست پسرت نمیدونستم..پس..خب...
بگو دیگه برادر جان به لبم کردی
بگو که جیمین رو دوست داری
من با تمام وجود ازت حمایت میکنم
حتی اجازه میدم داداشم اگه عاشق جیمینه شکست عشقی بکنه
با چشمایی مشتاق بهش خیره شده بودم که سکوت رو شکست
_من معذرت میخوام
چییییی؟؟؟؟
الان جعون جونگکوک سردی که همه روش کراش داشتن از من معذرت خواهی کرد؟
البته باید هم میکرد
دختر به این خوشگلی حیف نیست ناراحت باشه
یهو رگ خود دوستیم بالا زد و گفتم
+همین؟
با چشمای سوالی بهم خیره نگاه کرد
چیه الان نکنه انتظار داری بگم برای اینکه ببخشمت باید دوست پسرم بشی
اگه میتونستم میگفتم ولی خب من هم غروری دارم
+خب برای معذرت خواهی بالاخره باید به چیزی بدی یا یه کاری کنی
احساس کردم چشمای درستش شیطون شد
چند قدم به سمتم برداشت
منم عقب رفتم
باز اومد
منم باز عقب رفتم
تا حدی که به یه درخت برخورد کردم
سرشو خم کرد که ناخودآگاه چشمامو بستم
آماده ی یه بوسه ی پرشور با طعم موچی توت فرنگی بودم
لبامو گرد کردم و منتظر بودم که شروع کنه
- ۴۲۱
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط