عاشقانه

لطف کن این غزل و ترانه یادت باشد
باتوام  غربت  شاعرانه  یادت باشد
هی غزل پشت غزل از تو نوشتم تاکه
بعد از این لذت عاشقانه  یادت باشد
اهل این کوچه همه سخت هوادار توایم
باید این  مستیِ  عارفانه  یادت باشد
هرشبم باتو قراریست دراین دفتر شعر
که  بگویم  به  تو آشیانه  یادت باشد
دست کم عشق مرا پیش خودت باورکن
تو همین کوشش خالصانه  یادت باشد
دوستت دارم واین حرف کمی تکراریست
تو همین واژه یِ عامیانه  یادت  باشد
لطف کن شعر مرا گوشه دنجی بگذار
و تو این خواهش عاجزانه یادت باشد
دیدگاه ها (۰)

لطف کن این غزل و ترانه یادت باشدباتوام  غربت  شاعرانه  یادت ...

گُل کرده باز طبعِ خوشِ شاعرانه امدر وصفِ توست هر غزلِ عاشقان...

غزل غزل شدنم را بهانه می گیریسکوت چشم مرا از ترانه می گیریدو...

غزل غزل شدنم را بهانه می گیری ...!!!سکوت چشم مرا از ترانه می...

غزل غزل شدنم را بهانه می گیری ...!!!سکوت چشم مرا از ترانه می...

.3دریچه های دو چشمت دو شام بی آخرمرا کشـانده به رویــای مســ...

آمده ام به دلبری ، شعر و غزل بهانه ام .ساز بزن که چشم تو ،...

با خنده ای بساط غزل را به راه کن!امشب مرا ببوس، ببوس و گناه ...

دوباره کن فیکون کن به"شعر" حال مرابگیر با "غزلی" عاشقانه فال...

دکلماتور حامد عقیلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط