{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاجی دارممم پارههه میشمممم🤣💔

حاجی دارممم پارههه میشمممم🤣💔
داشتم میرفتم بستنی بگیرم یه دختر پسره ای رو دیدم با اینکه از پسرا بدم میاد گفتم چرا سینگل به گورم
بعد رفتم بستنی فروشی ، یه پسری یکم ازم بزرگ تر اونجا بستنی میزد، مامانم نگف برا اونم بگیرم برا خودم گرفتم برگشتم
بعد برگشتم برا اون بگیرم منتظر بودم یکی دیگه برام کارت بکشه ، پسره بهم ارده داد من ارده دوس ندارم نخوردم بعد یه لیوان شیر برام گذاش همون لحظه طرف کارتمو بهم داد پسره رو به چپم گرفتم رفتم ، بعد قیافشو دیدم پاره شدممم🤣💔
به وضوح فهمیدم چرا سینگلم🤣💁
دیدگاه ها (۲۲)

پارت ۲بازوشو گرفتم برگشت سمتم و به چشماش زل زدمجونگ کوک:میتو...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

پسر بد (59)

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

part 6که یهو مچ دستم کشیده شد و دوباره برگشتم سرجام سرمو بال...

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط